زردی تو از من سرخی من از تو # ردیف


زردی تو از من سرخی من از تو

درخواست حذف این مطلب
خب دیگه رسما شروع شد.

بچّه ها، بچّه ها!
چارشمبه سورییی
موبارک!

به من باشه نام گذاری ش می کنم شاد ترین بازه ی شش هفت ساعته ی سال.
بیایید وانمود کنیم این پنج شیش ساعت هیچی وجوووود ندااااااره.
آل ست؟
من جا خودم شعله های آتیشو نگا می کنم، ولی خیلیییی کمه. اگه آتیش دیدید، جا منم دو دیقه خالصانه نگاش کنید.

آهان از نظر بازه ی زمانی هم امسال کاملا ایده آل منه. می ره تا هفت سال بعدا.
قدر بدونم/بدونید/بدونیم... مدلش این شکلیه که چهارشمبه سوری می گیری، و بعدش یک هفته (دقیقا یه هفته)  تا انتهای سال وقت داری. اینکه سه شمبه عید باشه رو می گم. پس دیگه... همه چی تموم رسما.

تا کل هیکلم بوی دود و باروت نگرفته بر نمی گردم. وییییی. وای من عاشق بوی خیابون امشبم. عاشقشم. حتّی... از الآن حسّش می کنم شاید اگه پاترونوس می خواستم بسازم یکی از قوی ترین خاطره هام بود این شب چهارشمبه های آ سال!